پیرمرد دیوانه شده. میره توالت درو نمیبنده. از جمعه گذشته اینجاست. خستم کردن. اعصابی برام نمونده. دارم خل میشم چرا نمیان باباشونو ببرن؟ دایی هم اینجاست و حدس بزن چی؟ دخترش داره میاد دیدنیش!! چرا باباشو نمیبره؟؟؟ مگه ما گناه کردیم؟ دیگه تحملم داره به سر میاد! نه حوصله بابابزرگو دارم نه داییو پاشید برید خونتون!! خاک بر سر من که یه خونه مستقل ندارم برا خودم تو این سن اون دوتا خاله هم که گردن نمیگیرن کلا.
برچسب:
نویسنده: maninjas